شایانشایان، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره

عشق مامان و بابا شایان

عکس

عید 92 منزل عمه سیمین     روز سوم عید رفتیم پیک نیک   منزل اقای بصیری   ایام عید دیدو بازدید       خواب نازت نازدونه     شایانی و خاله فرناز   قزبون اون خنده قشنگت بشم من     اینم خیار خوردنت عشقم   شلوار شایان و بابا ...
26 فروردين 1392

دندون شایان خان در 5 ماه و نیمگی و اش دندونی

امروز اولین مروارید سفید کوچولوت که اندازه یه نقه اس زد بیرون عزیزم گل پسرم حدود هفت هشت روزه که از 5 ماهت میگذره حدود 20 روزه که یکسره گریه میکنی و دستتو میخوری و اب دهنت که دیگه ابشاری شده ازه عزیزم دندونات دارن تشریف میارن خوش اومدن ما هم حسابی داریم هواستو پرت میکنیم که این روزا بهت سخت نگذره جیگرم امروز رفتم برات یه تاپ برقی خریدم چون عاشق تکون خوردنی و اروم قرار نداری امیدوارم یه مقدار حواست پرت تاپت و بشه و کمتر دندونت اذیتت کنه گل مامان دردتو نبینم عزیزم                                      شایان داره ی...
26 فروردين 1392

رقصیدن در روروئک

شایان مامان یاد گرفتی میرقصی و تو روروئکت تاتی تاتی میکنی و دل همه رو بردی خاله فرناز اهنگ مخصوص شهرام شپره رو برات میزاره تا صداشو میشوی شروع میکنی و بندنتو تکون میدی عزیزم وای که هر روز داری بانمکتر میشی عسل من راستی برات یه تاب سقفی خریدم که اسمشو گذاشتم قرص خواب اور تا اینکه میزاریمت اون تو یه هفش دقیقه بعدش خوابت میبره فیلماش هست مامانی بزرگ شدی نشونت میدم عزیزم   دیشب باباعلی اومد خونه تو رو بغل کرد و داشت باهات بازی میکرد رو زمین دراز کشیده بود و تو رو گذاشته بود رو سینه هاش هی با هم بازی میکردین تو اومدی جلو که به صورتش دست بزنی یه دفه تو صورت بابایی یه بادگلو زدی و همه شیرایی که خورده بودی رو تحویل صورت و د...
26 فروردين 1392

خرید عید

پسرم این روزا که وسطای 5 ماهگی هستی یه کوچولو ارومتر شدی اجسامو با دستای کوچولوی تپلت نگه میداری ... غلت میزنی ولی خیلی کم چون تنبل تشریف داری گلم... تو گریه هات خیلی کم ماما ماما میگی و وقتایی که شارژ باشی حسابی میخندی دوست که رو پاهات وایسی و من نگهت دارم تو روروئک هم میزارمت عزیزم ولی نهایت 20 دقیقه توش میمونی چون پاهات به زمین نمیرسه عشق مامان کارتون نگاه میکنی و علاقه زیادی به فیلم و موزیک داری .. اخه بچه 5 ماهه فیلم میبینه البته گلم این موضوع ارثی از بابا علی . چون بابا هم عاشق فیلمه شمام به ایشون کشیدی   چند روز پیش با بابا علی رفتیم بازار برات یه پیراهن مردونه کوچولو با کراوات برات خریدیم که عید ...
8 فروردين 1392

اول فروردین 92

  سلام به روی ماهت خوشگل مامان که اینقد شیرین شدی و خوردنی اخه رفتی تو شش ماه داره کم کم شیطونیات شروع میشه   امروز اول فروردین 92 برای اولین بار موهاتو کوتاه کردیم بعد از شش ماه فیلماش هست که با چه شرایط خاصی موهاتو کوتاه کردیم عزیزم باباعلی جاروبرقی گرفته بود عمو محمود شما رو صندلی نگه داشته بود مامانی هم باهات حرف میزد که هواست پرت بشه و مسعوچون هم موهاتو کوتاه میکرد خیلی قشنگ شد موهات چون خیلی هم بلند شده بود دیگه قشنگ پسرونه پسرونه شدی اقاگله بعدش هم ساعت2:30 سال تحویل بود و اولین سالی که یه نفر به خونوادمون بزرگ شده بود عمومحمود و مامانی هم پیش ما بودن... شما هم بودییییییییییییییییی ...
8 فروردين 1392

سینی مزه

شبا که شما میخوای بخوابی من باید سینی شما رو اماده کنم که اگه به چیزی نیاز داشتی همون لحظه در اسرع وقت در خدمتت باشم  که عصبانی نشی عزیزم مخصوصا وقتی که سرما خورده بودی  سینی مزه اعم از :  شیر خشک ، اب جوشیده خنک، اب جوشیده داغ، دستمال کاغذی، 4 عدد شیشه شیر تمیز، پوشک، و داروهای لازمه در مواقع مختلف عزیزم   اینم عکس سینی مزه شایان جونم ...
8 فروردين 1392

اولین استقلال در حمام

شایانی مسعودجون برات یه وان خریده بود وقتی نوزاد بودی که خیلی کارایی داره و تو خیلی دوستش داری دیروز با خاله فرناز بردیمت حموم و گذاشتیم تو وان خودت که خیلی هم استقبال کردی  اسباب بازیهات رو هم ریختیم توش کلی بازی کردی و حال کردی عزیزک کوچولوی خودم اینم عکسش عشقم   ...
5 فروردين 1392